X
تبلیغات
نسیم هدایت
كفعمى در بلد الامين فرموده: اين دعاء حضرت صاحب الامر عَلَيْهِ السَّلام است كه تعليم فرمود آن را به شخصى كه محبوس بود، پس خلاص شد: اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرينَ.

خدایا!
بلا و مصائب ما بزرگ شده و بیچارگی ما بسی روشن و پرده از روی کاربرداشته شد و امیدم نا امید شد و زمین(با همه ی پهناوری اش)بر ما تنگ آمد؛ (علم امامت و وحی نبوت) رحمتش از ما منع گردید و تنها توئی یاور و معین ما و مرجع شکایت ما و یگانه اعتماد ما! در هر سختی و آسانی بر لطف تو است خدایا پس درود فرست بر محمد و آل محمد که صاحب امر الهی(و مقام خلافت)هستند و بر ما اطاعتشان را واجب کردی و به واسطه ی این متاع بودن مقامشان را به ما شناساندی پس به حق منزلت و قدر آنها که به ما فرج وگشایش زود و نزدیک چون چشم بهم زدن یا زودتر عطا فرما                                                 
ای محمد و ای علی ای علی و ای محمد شما مرا کفایت کنید که شما کافی هستید و مرا یاری کنید که شما یاران منید ای مولای من ای صاحب الزمان!!! فریادرس فریادرس فریادرس مرا دریاب مرا دریاب مرا دریاب همین ساعت همین ساعت همین ساعت زود زود زود. ای خدای مهربان ترین مهربانان! به حق محمد و خاندان پاکش!

             

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت 19:23  توسط علی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت 19:3  توسط علی  | 

http://s4.picofile.com/file/7817280321/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C_%D9%82%D8%AF%D9%85_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_zohor313yar_blogfa_.jpg

http://gigpars.com/upload/x2ot_13920402093304165737995.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 21:7  توسط علی  | 

به کعبه خدا رسیدن خوش است /طلیعه مدینه دیدن خوش است /گنبد سبز مسجد النبی را / به دیدگان خسته دیدن خوش است/ به همره کبوتران حرم / به دور مرقدش پریدن خوش است/صورت خود به روی خاک بقیع/ بیاد مجتبی کشیدن خوش است/

خدا را شاکر وسپاسگزارم که توفیق داد قدم به سرزمین وحی بگذارم و نايب الزياره شما دوستان بزرگوارم در مسجد النبی(ص) وقبرستان بقيع باشم و به غربت ومظلوميت رسول مكرم اسلام(ص)  و بويژه فاطمه زهرا(س) و امامان مظلوم بقيع(ع) در شب شهادت پاره تن رسول الله (ص)اشك ماتم بريزم.

يا زهرا زبانحال زائرينت اين بوده باشد كه: يا فاطمه من عقده دل وا نكردم/ گشتم ولي قبر تور ا پيدا نكردم/ چشم انتظارم مهدي بيايد / تا تربتت را پيدا نمايد/ دنياي درد وغم نهان دارم به سينه/ قبر تو را پيدا نكردم در مدينه ...

اللهم تقبل منّا / اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 23:7  توسط علی  | 

    السّلامُ علیکِ یا فاطمة الزّهرا (س)ایُها الصّدیقة الشهیدة 

دلــــــم بيـــاد  مدیــــــنه بــــهانه میگـــــیرد

نشان بـاغ گـــــــــلی را شــــبانه میگـــــیرد

چه حکمت است که چون نام فاطمه(س) آید

بـــــرای گـــــــریه دل من بـــهانه میگـــــیرد

در آستانه سفر به مدینه منوره ومکه معظمه از دوستان عزیزم حليّت طلبيده و انشاء الله در شب شهادت حضرت صديقه طاهره ، فاطمه زهرا (س) در كنار قبرستان بقيع و حرم رسول مكرم اسلام (ص) نايب الزياره شما خواهم بود .دعا مي كنم خداوند توفيق زيارت قبور مطهر ائمه معصومين (ع) را در دنيا و شفاعت آن بزرگواران را در آخرت به همگي عنايت فرمايدوهميشه ايام مورد توجه وعنايت آقا امام زمان(عج) باشيد. آمين يا رب العالمين . اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم فروردین 1393ساعت 22:55  توسط علی  | 

اگر دلهای ما تاریک و ظلمانی نمیگردید              امامت هم عیان میگشت و پنهانی نمیگردید

به قدر تشنگی،گر تشنه امر فرج بودیم              خدا داند فرج اینگونه طــــولانـــــــی نمیگردید
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم فروردین 1393ساعت 14:13  توسط علی  | 

دلــــم گرفته از این جمعه ها که تکراریست...
و سهم روز و شبم بی شما گرفتاریست...

گناه پشت گناه و گناه پشت گناه
گناه نقل و نباتی که بینمان جاریست...

و دکتران همه ما را جوابمان کردند
فقط ظهور تو آقا علاج بیماریست...


اللهم عجل لولیک الفرج...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم فروردین 1393ساعت 14:12  توسط علی  | 

در اضطراب چه شب‌ها که صبح شان گم شد
چـه روزهـا کــــه گـرفـتـــــار روز هـفــــتـم شد

چه قدر هفته پر از شنبه شد، به جمعه رسید
و جـمـعــــه روز تـفــــرّج بـــــرای مـــــردم شـد! 

چه قــدر شنبـه و یـک شنبـه و دوشنـبه رسید
ولی همـیشه و هـر هـفـتـه جـمـعـه ‌هـا گم شد 

چه هفته‌ها که رسید و چه هفته‌ها که گذشت
شمـارشی کــه خلاصـه بـه چـنـد و چـنـدم شد 

و هـفـتـه‌ای که فـقـط ریـشه در گذشتن داشت
بـرای شعـله کـشیـدن بـه خـویـش هـیـزم شد

نـه شنـبـه و نـه بـه جـمـعـه، نـه هیـچ روز دگر
در انتــظار تـو قـلـبـی پـــر از تـلاطـــــم شد !؟ 

کـــدام جــمـعـه‌ مـــوعـــود می‌زنـی لـبـخـنـد
بـه این جـهـان کـه پـر از قـحطی تبسم شد؟

بــرای آمــدنـت جـــمــعــه‌ای مـعـــیــن کـــن
کـه هـفتـه‌ها همـه‌شـان خـالی از تـرنـم شد

اللهم عجل لوایک الفرج

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم فروردین 1393ساعت 14:10  توسط علی  | 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج)

آه می کشم تو را , با تمام انتظار

پر شکوفه کن مرا , ای کرامت بهار

در رهت به انتظار , صف به صف نشسته اند

کاروانی از شهید , کاروانی از بهار . . .

ای گل سرخ امامت ای طلوع زیبای جمال ای که با نامت و با یادت بیقراری را در سر تا سر وجودم حس میکنم ای که تمام وجودت پر از خرمی و سرسبزی است سلام...

نمی دانم چه بگویم چه بنویسم که در وصف کمال و جمال حیرت انگیز شما باشد.احساس می کنم قلم وجودم روان نمی نویسد خاموش است؛ خودتان با نور پر فروغی که دارید دلم را روشن کنید.! دوست دارم که یک شب جمعه سحر گردد و ناگهان بشنوم از سمت حجاز نغمه دلخوش (( انا المهدی  ((
آقا کی از پشت ابر بیرون میايی و دنیا راروشن میکنی کی؟
کی از رخ پرده میگشایی کی؟
کدام جمعه میایی کدام جمعه؟
مهدی بیا که بی تو عالم صفا ندارد / باز ا که بی تو عالم نور و ضیا ندارد
آقا ترا به عظمتت؛ ترا به پهلوي شكسته مادرت(س)،ترا به خون جدت حسين(ع) قسم ميدهمت بيا كه ديگر تاب اين دوري را نداريم
آقا:

ای گم شده ی مردم عالم، تو کجایی؟ من هر جمعه که آید به امیدم که بیایی

زمستان خسته شد از بی بهاری / جهان می لرزد از این بی قراری
گمانم جمعه ای باقی نمانده / خدایا تا به کی چشم انتظاری؟
اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه هشتم فروردین 1393ساعت 22:35  توسط علی  | 

امسال حماسه ساز گردد ملت

در فرهنگ و اقتصاد با صد همت

درس شرف از فاطمه آموخته است

هیهات که لحظه ای پذیرد ذلت

امسال را سال «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» نامگذاری می کنیم

لبیک یا خامنه ای

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم فروردین 1393ساعت 20:31  توسط علی  | 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی بمناسبت آغاز سال ۱۳۹۳ هجری شمسی، با تبریک سال نو و نوروز به همه ی هم میهنان و ایرانیان عزیز در سراسر جهان بخصوص خانواده های معظم شهدا و ایثارگران و مجاهدان راه اسلام و ایران، سال جدید را سال «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» نامگذاری کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تقارن سال جدید با ایام شهادت بانوی بزرگ جهان اسلام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از خداوند متعال مسالت کردند: این تقارن، امکان بهره گیری مضاعف از انوار هدایت الهی و برکات فاطمی را برای ملت ایران فراهم سازد.
ایشان در ترسیم افق سال نو، دو مسئله ی اقتصاد و فرهنگ را مهم تر از مسائل دیگر بر شمردند و تاکید کردند: برای تحقق شعار سال ۹۳ یعنی «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» تلاش مشترک مسئولان  و آحاد مردم ضروری است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به نقش اساسی و برجسته ی مشارکت و حضور مردم در «زندگی و سازندگی کشور» خاطرنشان کردند: هم در اقتصاد و هم در فرهنگ، کار بدون حضور مردم پیش نخواهد رفت و گروههای گوناگون مردمی باید با اراده و عزم راسخ ملّی در این عرصه ها نقش آفرینی کنند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: مسئولان هم موظفند با توکل به خداوند و با تکیه ی بر مردم، در هر دو عرصه ی اقتصاد و فرهنگ، مجاهدانه وارد میدان عمل شوند.
ایشان تاکید کردند: آنچه در سال جديد پيش رو داريم، عبارت است از اقتصادى كه به كمك مسئولان و مردم شكوفايى پيدا كند، و فرهنگى كه با همت مسئولان و مردم بتواند سمت و سوى حركت بزرگ كشور و ملت ما را معين كند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر ضرورت استفاده از تجربه ها و عبرتهای گذشته در تصمیم گیری های آینده، به ارزیابی کیفیت تحقق شعار «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی» پرداختند و گفتند: در سال ۹۲، حماسه سیاسی با حضور مردم و تلاش مسئولان در عرصه های مختلف نظیر انتخابات، راهپیمایی های بزرگ و عرصه های دیگر به بهترین شکل تحقق پیدا کرد و با دست بدست شدن قدرت اجرایی در کمال امنیت و آرامش، حلقه ی جدیدی از سلسله ی طولانی مدیریت کشور شکل گرفت.
رهبر انقلاب مسئله اقتصاد را برای مردم و کشور مسئله ای مهم خواندند و با اشاره به برخی تلاشهای قابل تقدیر در زمینه ی حماسه ی اقتصادی افزودند: البته در سال گذشته حماسه اقتصادی به شکل مورد انتظار محقق نشد که لازم است این حماسه در سال جدید به وجود آید.
ایشان «سیاستهای اقتصاد مقاومتی» را زیر ساخت فکری و نظری تحقق حماسه اقتصادی خواندند و تأکید کردند: در پرتو این سیاستها اکنون زمینه ی لازم برای تلاش مضاعف فراهم است.
حضرت آیت الله خامنه ای در پیام نوروزی همچنین از خداوند متعال برای همه ی ایرانیان عزیز، جوانان، خانواده ها، کودکان و مردان و زنان این سرزمین پر افتخار، در سال جدید تنِ سالم، شادابی، آرامش روحی، محبت، پیشرفت و تعالی و سعادت آرزو کردند.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

+ نوشته شده در  جمعه یکم فروردین 1393ساعت 1:52  توسط علی  | 

«سال ۱۳۹۳سال اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی گرامی باد»

هفت سین قرآن :

سلامٌ قَولاً مِن رَبِّ الرَّحیم(یس 58)

سلامٌ عَلی نُوحٍ فِی العا لَمین(صافات 79)

سلامٌ عَلی اِبراهیم (صافات109)

سلامٌ عَلی مُوسی وَهارون(صافات 120)

سلامٌ عَلی الِ یاسین(صافات 130)

سلامٌ هِیَ حَتّی مَطلَعِ الفَجر(قدر 5)

سلامٌ عَلَیکُم طِبتُم فَادخُلُوها خالِدین(زمر 13)

****************

عید است ولی بدون او غم داریم / عاشق شده ایم و عشق را کم داریم

ای کاش که این عید ظهورش برسد / اینگونه هزار عید با هم داریم

**********

پاي هفت سين دلت يواشكي زمزمه كن   زير لب يه يادي از نور دل فاطمه كن

چشماتو خيره كن وسوره والعصر وبخون   يه دعا برا ظهور پسر فاطمه كن

اللهم عجل لوليك الفرج

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم فروردین 1393ساعت 1:43  توسط علی  | 


الّلهمَّ صلِّ عَلي فاطمه َوابيها وبَعلِها وبنيها وسرِّ المُستودَعِ فيها بِعدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُك

عرشيان نالانند، لاهوتيان گريانند، فرشتگان آسمان چونان ابر بهاران ديده پربارانند، لاله‌گان صحرا داغدارند،باغ‌ها جامه‌درانند، افلاكيان سرگشته و حيرانند، اشك‌ها بر رخ مومنان چونان رودهاي جاري روانند، پيروان مصطفي سر به گريبانند و علي مرتضي و فرزندانش دل سوختگانند كه غم جانكاه به دوشند.
اينان همگي به سوگ بزرگ بانويي نشسته‌اند كه عصاره عصمت بود و آينه پاكي. زلال كوثر بود و ترنم باران مهر الهي. ام‌ابيها بود و دختر پاك نبي. خامس آل‌عبا بود و همراز علي.

آري، دست ملك‌الموت بي‌سبب نيست كه لرزان مانده، چشم جبرئيل امين بي‌جهت نيست كه مبهوت مانده. در عزاي فاطمه است كه شهر پيامبر را اندوه فراگرفته، در رثاي فاطمه است كه نخل‌ها پشت سرهم بر سر و سينه كوفته، در سوگ فاطمه است كه ماه بغضش را پشت ابرهاي كبود پنهان ساخته، از غم فاطمه است كه خورشيد از تابيدن سر فروتافته، و البته چكيدن اشك حيدر به چاه، شب هنگام، تنها به خاطر داغ عطر ياس فاطمه است.

آري سخن از فاطمه (س) است، سيد زنان 2 عالم، محرم ديرين مصطفي، بانوي آفتاب و همسر بوتراب. مادر زينب، بزرگ بانوي كربلا، حسن، سرور اهل سخي و حسين، سيد و فخر شهدا و صدالبته ائمه هدي. فاطمه‌اي كه دريا غريق مرحمت بي‌كران او و هفت آسمان تجلي‌گاه مهر بي‌پايان او است. فاطمه‌اي كه برهوت اين دنياي خاكي شايستگي ميزباني چشمه‌سار هميشه جاري او را نداشت، فاطمه‌اي كه تجسم راستين رحمت الهي بر خاكيان است، فاطمه‌اي كه بشارت وحي و نويد خداوند به واپسين پيامبرش است. فاطمه‌اي كه چهره‌اش از نور در احتجاب است. فاطمه‌اي كه خدايش را چونان آيينه است. فاطمه‌اي كه شرم و ادب از ادبش شرمسار است. فاطمه‌اي كه عقل و خرد در پيشگاه ملكات و صفات ملكوتيش مات است. فاطمه‌اي كه آفتاب رشك بر رخش است. فاطمه‌اي كه مهتاب خانه به دوش رويش است. فاطمه‌اي كه چرخ فلك ريزه‌خوار جامش است. فاطمه‌اي كه شكوفه گلخانه رسول است. فاطمه‌اي كه ياس كبود پيش او خار است. فاطمه‌اي كه نامش با محمد و علي قرين است. فاطمه‌اي كه در موج حادثه‌ها حسينش سفينه نجات است. فاطمه‌اي كه كوثر جوشان حق است. فاطمه‌اي كه ذكرش چراغ راز و نياز است و ...

آري، آنچه روشن است، بيش از اين نه ذهن توان انديشيدن دارد و نه دست ياراي قلم فرسودن. نام فاطمه بسي فراتر از آن است كه بتوان در چارچوب واژه‌ها و جمله‌ها به تبيين آن پرداخت. براي وصف كوثر، تمامي كلمات نيز ابتر است.

اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 7:59  توسط علی  | 

السلام علیک یا فاطمه الزهرا یا قره عین الرسول یا سیدتنا ومولاتنا

شهادت مظلومانه اولین مدافع حریم ولایت وامامت حضرت ام ابیها، فاطمه زهرا (س) تسليت وتعزيت باد.

مادرنمير!

مردن برای تو زود است و یتیمی برای ما زودتر!
ما هنوز کوچکیم.از آب و گل در نیامده ایم.
هنوز سرهایمان طاقت گرد یتیمی ندارد.
بمان برای اینکه ما بی مادر نباشیم.
بمان برای اینکه ما مادری چون تو داشته باشیم.
می دانم که خسته ای...
می دانم که مصیبت بسیار دیده ای...
زجر بسیار کشیده ای.
غم بسیار خورده ای.
و می دانم که به رفتن مشتاق تری تا ماندن...
و به آنجا دلبسته تری تا اینجا.
خدا بکشد دشمنان تو را مادر.
که در طول چندماه با سوهان خباثت
رشته ی حیات تو را بریدند.

وعلي لعنه الله علي القوم الظالمين من اوّلهم واخرهم

اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 7:46  توسط علی  | 

ایام ولادت با سعادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها را خدمت امام زمان ارواحنا فداه و تمامی عاشقان آن حضرت بویژه پرستاران عزیز وزحمتکش تبریک و تهنیت عرض می نماییم.

امام زمان ارواحنا فداه فرمودند: «به شيعيان و دوستان ما بگوييد که خدا را قسم دهند به حق عمه ام حضرت زينب سلام الله علیها  که فرج مرا نزديک گرداند.»

*اللهم عجل لولیک الفرج به حق مولاتنا حضرت زینب کبری سلام الله علیها*

مهمان جودتان که به کرات گشته ایم

مشمول جملگی عنـــایات گشته ایم

در سایه سار بیرق باب الحـــــوائجیم

 دیوانگان عمه ســـــــادات گشته ایم

کــــــــــــربـلا در کــــــــــــــربلا می مـــاند اگر زیـنــــــب(س) نبود

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1392ساعت 21:19  توسط علی  | 

آه می کشم تو را , با تمام انتظار

پر شکوفه کن مرا , ای کرامت بهار

در رهت به انتظار , صف به صف نشسته اند

کاروانی از شهید , کاروانی از بهار . . .

ای گل سرخ امامت ای طلوع زیبای جمال ای که با نامت و با یادت بیقراری را در سر تا سر وجودم حس میکنم ای که تمام وجودت پر از خرمی و سرسبزی است سلام...

نمی دانم چه بگویم چه بنویسم که در وصف کمال و جمال حیرت انگیز شما باشد.احساس می کنم قلم وجودم روان نمی نویسد خاموش است؛ خودتان با نور پر فروغی که دارید دلم را روشن کنید.! دوست دارم که یک شب جمعه سحر گردد و ناگهان بشنوم از سمت حجاز نغمه دلخوش (( انا المهدی  ((
آقا کی از پشت ابر بیرون میايی و دنیا راروشن میکنی کی؟
کی از رخ پرده میگشایی کی؟
کدام جمعه میایی کدام جمعه؟
مهدی بیا که بی تو عالم صفا ندارد / باز ا که بی تو عالم نور و ضیا ندارد
آقا ترا به عظمتت؛ ترا به پهلوي شكسته مادرت(س)،ترا به خون جدت حسين(ع) قسم ميدمت بيا كه ديگه تاب اين دوري نداريم
آقا:

ای گم شده ی مردم عالم، تو کجایی؟ من هر جمعه که آید به امیدم که بیایی

زمستان خسته شد از بی بهاری / جهان می لرزد از این بی قراری
گمانم جمعه ای باقی نمانده / خدایا تا به کی چشم انتظاری؟
اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1392ساعت 20:47  توسط علی  | 
يكي از كساني كه خدمت حضرت امام زمان ارواحنافداه شرفياب شده مقدس اردبيلي (ره) است. يكي از شاگردان خاص مقدس اردبيلي ميگويد: يكي از شبها در صحن مطهر امير مؤمنان علي عليه السّلام در حالي كه شب از نيمه گذشته بود، خسته از مطالعات علمي قدم ميزدم. ناگهان در آن فضاي نوراني، شيخ جليل القدري را ديدم كه به سوي حرم حضرت اميرالمؤمنين روان است. در حالي كه تمام درهاي حرم مطهر قفل بود. با كنجكاوي او را تعقيب كردم. ديدم او چون به در حرم نزديك شد، قفلها باز و در حرم گشوده شد. او به هر دري كه دست مي گذاشت باز مي شد، تا اينكه با كمال وقار و سنگيني كنار حرم مطهر حضرت اميرمؤمنان ايستاد وسلام كرد و من جواب سلام او را شنيدم، سپس با همان صاحب صدا شروع به صحبت كرد. هنوز از آن گفتگو چيزي نگذشته بود، كه آن مرد خارج شد. من نيز او را تعقيب كردم تا اينكه از شهر بيرون رفت و به سوي مسجد كوفه سرازير شد. من از روي كنجكاوي او را دنبال كردم تا به مسجد رسيد و داخل محراب شد، سپس با كسي به گفتگو نشست. سخنانش كه به اتمام رسيد از مسجد خارج و به سوي شهر سرازيز شد. نزديك دروازه نجف كه رسيد تازه سپيده صبح دميده بود و خفتگان آرام آرام سر از بستر بر مي داشتند و آماده نيايش صبحگاهي مي شدند. ناگهان در طول راه عطسه اي به من دست داد كه نتوانستم جلوي آن را بگيرم. آن مرد متوجه من شد و برگشت، چون به چهره اش نگريستم ديدم استادم مقدس اردبيلي است. پس از سلام و اظهار ادب، به استادم عرض كردم كه من از لحظه‏‏ ورود به حرم امير مؤمنان تاكنون همراه شما بودم، لطفاً بفرمائيد كه در حرم مطهر و در محراب مسجد كوفه با چه كسي سخن مي گفتيد؟ مقدس اردبيلي (ره) ابتدا از من قول گرفت كه اين راز را تا زماني كه ايشان در قيد حيات است فاش نكنم، سپس مقدس اردبيلي فرمود: فرزندم؛ گاهي حل مسائل براي من دشوار مي شود و از حل آن عاجز مي شوم، خدمت علي بن ابيطالب شرفياب شده و جواب آن را مي گيرم امّا شب گذشته حضرت اميرمؤمنان عليه السّلام مرا به سوي حضرت صاحب الامر(عج) راهنمايي كرد و فرمود: مقدس اردبيلي فرزندم مهدي (عج) در مسجد كوفه است، نزد او برو و مسائلت را از او فراگير.من به امر آن حضرت داخل مسجد كوفه شدم و از حضرت سؤال كردم.

اَللّهُمَّ عجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَج

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1392ساعت 20:38  توسط علی  | 
جناب عالم جليل القدر آخوند ملازين العابدين سلماسي داستان ملاقات علامه بحرالعلوم با حضرت صاحب الامر و الزمان (عج) در مكه مكرّمه را نقل كرده است ايشان مي گويند علامه بحرالعلوم در مجاورت مكه معظمه سكني گزيد و با آنكه در بلد غربت بود و منقطع از اهل و خويشان، اما قوي القلب بود ودر بذل وبخشش و عطا يد طولاني داشت و زياد شدن مخارج، چندان اهميتي براي وي نداشت. روزي اتفاق افتاد كه من چيزي نداشتم پس چگونگي حالم را خدمت سيد عرض كردم كه مخارج زياد است و چيزي در دست من نيست حضرت چيزي نفرمود، عادت سيد اين بود كه صبح دور كعبه طواف مي كرد و بعد به خانه مي آمد و در اطاقي كه مختص به خودش بود مي نشست و دانش آموزانش از هر مذهبي دور او جمع مي شدند پس براي هر صنف به طريق مذهبش درس مي گفت فرداي آن روز كه شكايت از تنگدستي كرده بودم چون از طواف برگشت ناگاه كسي در را كوبيد پس سيد به شدت مضطرب شد با شتاب برخاست و نزديك در رفت و در را باز كرد پس شخص جليل و شريفي به هيئت اعراب داخل شد و در اطاق سيد نشست؛ سيد در نهايت ادب دم در نشست ساعتي باهم نشستند و با يكديگر سخن گفتند آنگاه سيد بر خواست ودرِ خانه را باز كرد و دست آن اعرابي را بوسيد و او را بر ناقه اي كه دمِ در نشسته بود سوار كرد و او رفت وسيد با رنگ متغيّر و برگشته آمد و براتي به دست من داد و گفت اين حواله اي است به مرد صرافي كه در كوه صفا است نزد او برو و آنچه بر او حواله شده است از او بگير آن برات را گرفتم و نزد همان مرد بردم چون برات را گرفت نظر نمود آن را بوسيد و گفت برو وچند نفر بياور رفتم و چهار نفر آوردم پس به قدري كه آن چهار نفر قوت داشتند ريال فرانسه آورد وايشان بر داشتند (ريال فرانسه پنج قران عجمي است )آن افراد آن ريالها را به منزل آوردند روزي رفتم نزد آن صراف كه از حال او جويا شوم و اينكه بپرسم حواله از جانب چه كسي بود اما نه صرافي را ديدم ونه دكاني از كسي كه در آنجا حاضر بود از حال صراف پرسيدم گفت: ما در اينجا هرگز صرافي نديده بوديم/.

اَللّهُمَّ عجِّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَج

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1392ساعت 20:3  توسط علی  | 

از مصادیق غربت امام عصر(عج) این است که آن وجود سرار مهر و رحمت را، مرد خون و کشتارمعرفی کرده اند. تا آن جایی که حتی برخی دوستداران حضــــرت نیز دائما از شمشیر آن جناب و گردن هایی که با آن شمشیر زده خواهد شد،سخن بر زبان می رانند.گویا بناست آن حضرت تمام گنهکاران را از دم تیغ بگذراند.در یک برنامه رادیویی راجع به حضرت ولی عصر(عج) شنیدم که در یکی از مدارس تهران راجـع به مسئله ی ظهور نظر سنجی به عمل آمده است. هفتاد درصد از دانش آموزان اظهار داشتندکه دوست ندارند امام زمان(عج) بیاید! و در پاسخ به این سوال که چرا تمایل به آمدن حضرت راندارید،گفته اند: به خاطر این که اگر امام زمان(عج)بیاید گردن ما را خواهد زد!اینجاست که باید
بر غربت امام زمان(عج) خون گریست و در این مصیبت گریبان چاک نمود.آیا غربتی بالاتر از این متصوّر است؟امام مهربانی که نه تنها دوستان و محبان او،که دشمنانش به برکت ایشان زنده اند،نفس می کشند و روزی می خورند، امام مهربانی که به شیعیانش ازپدر دلسوزتر،از مادر مهربانتر و از برادر صمیمی تر است، امام مهربانی که خــدای متعال ایشان را "رحمه للعالمین" لقب داده است، امـام مهربانی که قرار است با آمدنش اشکی از گوشه ی چشم یتیمی نچکد،کسی رنج گرسنگی نکشد،دردمندی از درد ننالد،گرفتاری در حبس نماند،بدهکاری از پرداخت قرض خویش عاجز نباشد،انسانی گوشه ی خیابان نخوابد،سفره ای بدون نان نماند،ریشه ی ظلم و حرص و کینه را بخشکاند، امام مهربانی که بناست انتقام مظلومین و ستمدیدگان تاریخ را بستاند، امـــام مهربانی که قرار است غـــم ها را پایان، دردها را درمان،نابسامانی ها را سامان بخشد...((شمشیر به دست و خونریز ))معرفی کردن ایشان،جنایتی بزرگ و گناهی نابخشودنی است.البته ما در صدد انکار قیام آن حضرت با شمشیر نیستیم،روایات متعدد بر این امر تاکید کرده انداما به یقین شمشیر ذوالفقار امام عصر(عج) و قوه ی قهریه ی آن جناب، مختص کسانی است که در طول تاریخ پای بر حلقوم عدالت فشـــرده اند، خـــون مظلومان و بی پناهان را به شیشه کرده اند، به روی اولیــــای الهـــی تیغ کفـــر و عنـــاد کشیده اند و جــز زبـــان زور، منطق دیگری نمی شناسند...                                        

کتاب آشتی با امام زمان (عج)،دکتر علی هراتیان

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1392ساعت 7:8  توسط علی  | 

جمعه ای بود وگذشت و در حصار شایدها باز ماندیم!!

آنقدرها هم که گفتیم وشنیدیم منتظرت نبودیم!!

اشتیاق آمدنت را فریاد زدیم ولی در هیاهوی زمان فراموش کردیم انتظار و عاشقی و دلدادگی

چگونه است!

نوشتیم و سرودیم و خواندیم  شعر هجرانت را ولی زندگیمان بی تو  چه راحت گذشت!!

شنیدیم که  یادمان هستی و از حال ما با خبری، همت کردیم ولحظه ای مهربانیت را تصور کردیم

 و باز گفتیم

شاید جمعه ای دیگر....

ولی آقا جان هر چه که هستیم غروب آدینه ، آئینه دلمان تار میشود و غربت ، تمامی وجودمان را میگیرد

شاید خود ندانیم چرا! ولی دل بهانه ی تو را میگیرد و تورا میجوید.

 تو ای صفای ضمیرم! چرا نمی آیی؟

چرا بهانه نگیرم؟ چرا نمی آیی؟ 

اگر حجاب ظهورت وجود تار من است

خدا کند که بمیرم! چرا نمی آیی؟

هوای دیدن سرداب غیبتت دارم

به این رواق اسیرم، چرا نمی آیی؟

اللهم عجل لوليك الفرج 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1392ساعت 21:48  توسط علی  |